|
|
| |
تماس با ما:info.8mars@gmail.com |
|
|
راحله وقتی به خانه برمی گردد، شوهرش را، که زودتر از همیشه به خانه بـرگشتـه بود با زن دیگری لخت می بیند. با هم درگیری لفظی پیدا می کنند و ظاهرا مجادله تمام می شود. ولی یادآوری آن صحنه برای راحله عذاب آور بود. شب دوباره دعوا و مشاجره ای بین آنها در میگیرد و شوهرش می گوید تو دیگر زیبا وجوان نیستی، دو تا بچه آوردی و من دیگر تو را نمی خواهم و از تو لذت نمی برم! راحله با شنیدن این حرف تمام زندگی و جوانیش را تباه شده می بیند . او می داند که با تمام رنج و عذابی که تحمل می کند باز هم حق طلاق ندارد! بر فرض هم طلاق بگیرد کجا برود؟ فرزندانش چه می شوند، قانون! هرگز مدافع او نیست و حضانت فرزندانش را به او نمی دهد. دلش نمی آید دختر 5 ساله و پسر3 ساله اش را تنها بگذارد. راحله می داند، حتی اگر شکایت هم کند چطور ثابت کند که همسرش با کس دیگری رابطه دارد، بر فرض هم که ثابت کرد همسرش طبق قانون شرع می تواند تا 4 همسر اختیار کند و بی نهایت صیغه ! و اگر این مسئله عکس قضیه بود، شوهرش حق داشت او را به نام ناموس پرستی، به قتل برساند! راحله می داند که دیگر بدرد شوهر نمی خورد، آخر 2 تا بچه بدنیا آورده و دیگر از ریخت و هیکل افتاده! و اگر بچه ای بدنیا نمی آورد و از ریخت و هیکل نیفتاده بود به جرم اجاق کور بودن باز هم محکوم به مشاهده معاشقه شوهرش با زن دیگری بود! آخر طبق قوانین زن ستیز ما، این حق مرد است که لذت ببرد! حق مرد است که تعیین کند که زن چند بچه بدنیا بیاورد و اگر دلش بچه نخواهد، زن حق ندارد! حق مرد است که هر وقت از زنش خسته شد مانند دستمالی استفاده شده بدور بیندازد و طلاقش بدهد! حق مرد است که مالک مطلق فرزندانش باشد، حق مرد است که هرچند تا دلش بخواهد صیغه کند و هرگز برچسب فساد اخلاقی نمی خورد حق مرد است که ....... راحله زماني زني كه قرار است چهارشنبه در زندان اوين به دار آويخته شود ديروز با ارسال نامه اي به خانواده شوهرش از آنها خواست به خاطر بچه هايش او را ببخشند .
+ نوشته شده در ساعت 13:45  توسط معصومه شهبازی
|
|
معصومه شهبازی
پيوند ها پيوند هاي روزانه
جستجو
|